9 چیزی که والدین نباید به کودکانشان بگویند

والدین باید به عبارات کلامی ای که به فرزند خود می گویند، دقت نمایند. گاهی برخی کلمات به ظاهر فقط یک حرف ساده بوده ولی می تواند تاثیر مخرب و منفی ای بر شخصیت و روحیه کودک ما بگذارد. از این رو، در این مقاله به معرفی و بررسی 9 عبارت کلامی ای که والدین نباید به کودکانشان بگویند، اشاره می کنیم.

همه ما گاهی اوقات عبارات اشتباهی به فرزندانمان می گوییم و یا آن ها را ترک می کنیم و تنهایشان می گذاریم، این کارها به احساسات کودکان آسیب می زند، آن ها را عصبانی و سرافکنده شان می کند. در ادامه به رایج ترین اشتباهات کلامی ای که پدران و مادران مرتکب می شوند و همچنین جایگزین های مهربانانه تر و ملایم تر آن عبارات اشاره می کنیم.

1. «مرا تنها بگذار»

پدر و مادرهایی که بی وقفه، وقت خود را صرف فرزندانشان می کنند و هیچ گونه استراحتی نمی کنند، مزایای جبران انرژی از دست رفته شان را فراموش کرده اند. مشکلی که به وجود می آید، این است که آن ها طبق عادت معمول، به کودکانشان می گویند: «اذیتم نکن»، «سَرم شلوغه» و ... ، در نتیجه کودکان این پیام را درونی می کنند و با خود فکر می کنند که نمی توانند در هیچ زمینه ای با والدینشان صحبت کنند، چرا که والدینشان همیشه آن ها را از خود می رانند. اگر پدر و مادرها هنگامی که فرزندشان کوچک است، چنین شیوه ای را انتخاب کنند، هنگامی که فرزندشان بزرگ شود، کمتر احتمال دارد که همه چیز را به آن ها بگوید.

لذا لازم است، کودکان از همان دوران کودکی ببینند و عادت کنند که والدینشان، زمانی را هم صرف خودشان می کنند. برای مثال: والدین برای مراقبت از فرزندشان با یکدیگر مشارکت کنند و یا از یک دوست برای مراقبت از فرزندشان کمک بخواهند و یا برای کودک خود، کارتون مورد علاقه اش را پخش کنند تا بتوانند نیم الی یک ساعت، استراحت و تجدید قوا کنند و یا اگر مادر، مشغول کاری است به فرزندش بگوید: «مامان باید یک کاری را تمام کند، پس لازم است برای چند دقیقه بی سر و صدا نقاشی بکشی، وقتی که کارم را انجام دادم، با هم به بیرون می رویم».

واقع بین باشید و به یاد داشته باشید که کودکان، نمی توانند خودشان را یک ساعت تمام، سرگرم کنند.

2. «تو خیلی ...»

برچسب زدن به کودکان، ناعادلانه و غیر منصفانه است. برای مثال: «چرا با خواهرت نامهربان و بی رحم هستی؟»، «چطور می توانی این قدر شلخته باشی؟» و ... . گاهی اوقات کودکان گفتگوی شما را با دیگران می شنوند. برای مثال: «پسرم ترسو است». در چنین مواقعی کودکان صحبت های شما را باور می کنند، حتی اگر این حرف ها درباره خودشان باشد. در نتیجه برچسب های منفی می توانند به حقیقت تبدیل شوند و اعتماد به نفس کودکان را تضعیف کنند. حتی برچسب های خنثی و مثبت (خجالتی یا باهوش) نیز می تواند، کودکان را در جایگاه نامناسبی قرار دهد و باعث شود که آن ها از خوشان انتظارات نامعقولی داشته باشند.

3. «گریه نکن»

به کودکان چنین عباراتی را نگویید: «ناراحت نباش»، «بچه نشو»، «این جا هیچ دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد» و ... . چرا که کودکان، هنگامی که به اندازه کافی ناراحت می شوند، گریه می کنند، به خصوص کودکانی که هنوز نمی توانند احساساتشان را با کلمات بیان کنند. این طبیعی است که شما بخواهید از آن ها مراقبت کنید، اما گفتن عبارات بالا، کمکی به ایجاد احساس بهتر در کودکتان نمی کند و حتی به وی این پیام را ارسال می کند که احساساتش نامعتبر هستند و او اجازه ندارد که غمگین باشد و یا بترسد.

به جای انکار، احساسات کودکتان را تصدیق کنید و در مورد آن با وی صحبت کنید. برای مثال: «هنگامی که علی به تو گفت، دیگه نمی خواد با تو دوست باشه، این حرفش باید تو رو خیلی ناراحت کرده باشه» یا «بله، امواج ترسناک هستند، هنگامی که توانایی استفاده از آن ها را نداشته باشی، اما ما همین جا با هم می ایستیم و اجازه می دهیم که امواج پاهایمان را غلغلک بدهند. من قول می دهم که نگذارم، امواج تو را با خود ببرند».

شما با نام بردن از احساسات واقعی ای که کودکتان دارد، کلماتی به او می دهید که احساساتش را با آن ها بیان کند، همچنین شما با این کار معنی همدلی را به او نشان خواهید داد. در نهایت او کمتر گریه خواهد کرد و در عوض احساسات خود را توصیف می کند.

4. «چرا نمی تونی بیشتر شبیه خواهرت باشی؟»

هرگز فرزندتان را با سایرین مقایسه نکنید. برای مثال: «ببین خواهرت چقدر خوب از وسایلش نگهداری می کند». به یاد داشته باشید که مقایسه کردن، نتیجه معکوس دارد. فرزند شما، خودش است، نه خواهر یا برادرش.

برای والدین طبیعی است که فرزندان خود را با یکدیگر مقایسه کنند تا یک چارچوب مرجع درباره رفتارهایشان داشته باشند. اما به فرزندانتان اجازه ندهید که مکالمات شما را بشنوند. کودکان با سرعت خودشان رشد می کنند و خلق و خو و شخصیت خود را دارند. مقایسه کودکتان با شخص دیگر، نشان می دهد که شما می خواهید، فرزندتان متفاوت باشد.

مقایسه کردن، کمکی به تغییر رفتار فرزندتان نمی کند. تحت فشار قرار دادن او، برای انجام کاری که آمادگی اش را ندارد و یا آن را دوست ندارد، می تواند برای او گیج کننده باشد و اعتماد به نفسش را تضعیف کند. او همچنین، به احتمال زیاد از شما متنفر می شود و به این نتیجه می رسد که آن چه را که شما می خواهید، انجام ندهد. در عوض، فرزندتان را برای دستاوردهای کنونی اش تشویق نمایید.

5. «تو خودت بهتر می دونی که ...»

همانند مقایسه کردن، این عبارت نیز کودکان را به حدی آزار می دهد که والدین نمی توانند آن را تصور کنند. در حقیقت کودکان نمی دانند کدام کار بهتر است زیرا یادگیری یک فرایند آزمون و خطاست. برای مثال: کودک شما واقعاً نمی داند که ریختن آب از یک پارچ پُر از آب ممکن است، چقدر دشوار باشد. شاید او اصلاً نداند که پارچ پُر است. او را راهنمایی کنید که چگونه عمل مورد نظر را بهتر انجام دهد.

6. «بس کن و گر نه تنبیه ات می کنم»

تهدید کردن معمولاً نتیجه ناامیدی و سرخوردگی والدین است. این روش به ندرت موثر واقع می شود. مشکل این جاست که دیر یا زود، تهدید کردن اثر و قدرت خودش را از دست می دهد. به جای تهدید کردن و تنبیه بدنی از روش های موثرتر دیگری مانند: محرومیت زمان مند، بیرون بردن کودک از موقعیت فعلی و ... استفاده کنید.

7. «صبر کن بابات بیاد خونه»

این عبارت، یکی از کلیشه های آشنای فرزندپروری است که نه تنها نوع دیگری از تهدید محسوب می شود بلکه ادب کردن ظاهری و موقتی است. برای ادب کردن موثر کودکان، شما نیاز دارید، بلافاصله پس از عمل نادرست فرزندتان اقدامات لازم را انجام دهید. هنگامی که تنبیه کودکتان به تعویق بیفتد، کودکتان نمی تواند بفهمد برای چه چیزی تنبیه شده است. اگر تنبیه کودکتان را به زمان دیگری موکول کنید، شاید او کار اشتباهش را فراموش کرده باشد و ارتباط بین کار اشتباه و تنبیه را متوجه نشود. همچنین انتظار برای دریافت تنبیه به مراتب سخت تر و زجرآورتر از تنبیهی است که فرزندتان سزاوار آن است.

در نهایت این که واگذار کردن تنبیه به همسرتان، هم اقتدار شما را زیر سوال می برد و هم همسرتان مجبور به ایفای نقش پلیس بد می شود.

8. «عجله کن»

به یاد داشته باشید که اگر شما دستتان را به کمرتان بزنید و مدام به فرزندتان امر و نهی کنید که سریع تر آماده شود و یا کارهایش را سریع تر انجام دهد، او احساس گناه خواهد کرد و احساس بدی به او دست خواهد داد، این کار شما باعث نمی شود که انگیزه ای برای سریع تر انجام دادن کارهایش پیدا کند.

9. «آفرین دختر خوب! کار بزرگی کردی»

تقویت مثبت، یکی از موثرترین ابزارهایی است که والدین در اختیار دارند. اما مشکل از آن جایی به وجود می آید که به صورت مبهم و بی رویه فرزندتان را ستایش کنید. کودکان، تفاوت بین ستایش برای کارهای عادی و ساده و ستایش برای تلاش های واقعی را تشخیص می دهند.

  • تنها آن دسته از دستاوردهایی را که نیاز به تلاش واقعی دارد، ستایش کنید. (اگر فرزند شما هر روز لیوان شیرش را تا انتها می خورد و یا نقاشی می کشد، او را ستایش نکنید.)
  • خاص باشید. برای مثال، به جای گفتن چه نقاشی قشنگی! بگویید: «رنگ های شادی که برای خال های سگ انتخاب کردی، چقدر درخشان است».
  • به جای کودک، رفتارش را ستایش کنید.

منبع: برگرفته از وب سایت parenting

ارسال دیدگاه های شما :
تصویر جدید

لیست نظرات

نظری ثبت نشده است.