نوجوانان چگونه به دنیا نگاه می کنند؟

پس از دوره کودکی و ورود به دوره نوجوانی، همانطور که در ظاهر فرزندانمان تغییراتی رخ می دهد، در سبک تفکر و نوع نگاهشان به مسائل نیز تغییراتی اتفاق می افتد که شاید در وهله اول به آسانی قابل مشاهده نیست. در این مقاله به مهم ترین تغییرات سبک تفکر و رشد شناختی نوجوانان پرداخته و مخاطرات ناشی از این تغییرات را بررسی می کنیم.

برای این که بتوانید فرزند نوجوانتان را بهتر درک کنید، باید خود را جای او بگذارید و از دریچه دید او به دنیا نگاه کنید. برای این کار ابتدا باید نحوه نگرش او را به دنیای پیرامون بدانید. نحوه نگرش او برگرفته از کیفیت تفکر اوست. پس از ورود به دوره نوجوانی تغییراتی در کیفیت تفکر نوجوانان به وجود می آید که ناشی از رشد تفکر انتزاعی و قوه استدلال در آن ها می باشد. در این مقاله سعی داریم شما را با این تغییرات و مخاطرات آن ها آشنا کنیم.

5 ویژگی اساسی تفکر و رشد شناختی در دوره نوجوانی

1. تفکر درباره ممکنات: بر خلاف کودکان دبستانی که استدلال های ساده ای از مشاهدات خود به عمل می آورند، نوجوانان به ممکنات و احتمالات دیگری نیز که به طور مستقیم در معرض نظرشان نیست، فکر می کنند. والدین باید به فرزندشان اجازه دهند که درباره این ممکنات صحبت کنند، هر چند که بعید به نظر برسد و یا رویاپردازی به حساب آید، اما می تواند زمینه خلاقیت را نیز فراهم کند.

2. تفکر آینده نگر: نوجوانی دوره ای است که فرد به انجام کارها در آینده و در بزرگسالی خود فکر می کند. نوجوانان تصمیم های بزرگ زندگی خود را به کمک این توانایی اتخاذ می کنند.

3. تفکر با کمک فرضیات: نوجوان، در مقایسه با کودک دبستانی، بیشتر به آزمون فرضیه ها می پردازد و غالباً به موقعیت هایی متفاوت از واقعیت های ساده فکر می کند.

4. اندیشیدن به تفکر: در دوره نوجوانی، اندیشیدن به فرایندهای فکر خود، یعنی تفکر فراشناختی، پیچیدگی بسیار بیشتری می یابد. در این دوره، نوجوان می تواند قوانینی را از مجموعه قوانین موجود استخراج کند، قوانین نظام جداگانه را با یکدیگر مقایسه کند و نتیجه بگیرد و به طور نظام وار و عمیق به طرز فکر و خواسته های دیگران فکر کند.

5. تفکر در ورای حدود قراردادی: نوجوانان از توانایی های جدید خود برای بررسی مجدد مسائل اساسی مربوط به مناسبات اجتماعی، اخلاقیات، سیاست و مذهب استفاده می کنند. آنان تلاش می کنند تا راه حلی برای تعارض میان ایده آل های موجود در مسائل مذکور و عملکرد واقعی بزرگ سالان پیدا کنند و راه صحیحی را برای خود برگزینند.

مخاطرات رشدشناختی

تا اینجا با 5 تغییر مهم در سبک تفکر و فرایند رشد شناختی نوجوانان آشنا شدیم. همانطور که اشاره شد، این تغییرات می تواند منشاء برخی مخاطرات قرار گیرد. شناخت هر چه بیشتر و بهتر این تغییرات به والدین و مربیان کمک می کند تا واکنش صحیحی در برابر مخاطرات احتمالی از خود نشان دهند. در ذیل به 2 مورد از مهمترین این مخاطرات اشاره شده است.          

1. آرمانگرایی

بر خلاف کودک دبستانی که معمولا وضعیت موجود جهان را همان گونه که هست می پذیرد و دستورالعمل های بزرگسالان را اجرا می کند، نوجوانی که به مرحله تفکر عملیات صوری رسیده و قادر است شقوق فرضی متفاوت از واقعیت های موجود را در ذهن خود ترسیم کند، ممکن است در خانه و مدرسه و جامعه به همه چیز ایراد بگیرد و حتی واقعیت های موجود در جهان هستی را نپذیرد. تفکر ایده آلی او، که ریشه در رشد شناختی وی و رسیدن به تفکر انتزاعی دارد، موجب احساس شکاف عمیقی بین واقعیت های زندگی و ایده آل های ذهن او خواهد شد. این احساس ممکن است او را در مقابل والدین و مدرسه و جامعه نیز قرار دهد و حتی در شرایط خاصی، او را به پرخاشگری و عصیان علیه نهادهای اجتماعی نیز وادارد. این ایده آل گرایی ممکن است بین او و نسل قبل شکاف عمیقی را به وجود آورد.

2. خودمرکزبینی یا خودمحوری

این خودمحوری اساساً ناشی از تحولات دوره نوجوانی و به ویژه تحول شناختی نوجوان است. نوجوان دچار این تصور می شود که همیشه تحت نظر است و نوعی مخاطب خیالی شاهد اعمال اوست. به همین دلیل، نسبت به همه اعمال و حرکات و وضع ظاهر و باطن خود حساس است. او همچنین دچار یک افسانه شخصی است و معتقد است که از وضعیتی بی همتا برخوردار است. این احساس بی همتایی ممکن است باعث شود که فکر کند حوادث و خطرها شامل حال او نخواهد شد و با این تصور غلط، خود را به مخاطرات بزرگ دچار سازد.

منبع:

برگرفته از کتاب روانشناسى رشد 2؛ نوجوانى، جوانى و بزرگسالى. نوشته حسین لطف آبادى.

ارسال دیدگاه های شما :
تصویر جدید

لیست نظرات

ارسال شده توسط ابوحمزه در تاریخ ۱۳۹۵/۰۱/۱۴ - ۱۸:۱۹

با درود بسیار عالی بود استفاده کردم